پیشدرآمدی بر حرفه خبرنگاری
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ههوال شنو» داریوش حیاتی، پژوهشگر حوزه مطالعات تئاتر، سینما و رسانه در یادداشتی نوشت: خبرنگاری، پیش از آنکه حرفهای برای «انتقال خبر» باشد، حرفهای برای دیدن جهان و روایت آن است. خبرنگار در میان انبوه رخدادهای روزمره، واقعیتی را انتخاب میکند که ارزش دیدهشدن، شنیدهشدن و اندیشیدهشدن دارد. از این منظر، خبرنگار نه صرفاً انتقالدهنده اطلاعات، بلکه یکی از مهمترین واسطههای شکلگیری ادراک عمومی از واقعیت است.
هر روز هزاران اتفاق در جهان رخ میدهد، اما تنها بخشی از آنها به خبر تبدیل میشوند. این پرسش اساسی مطرح میشود که چه چیزی یک رخداد را به «خبر» تبدیل میکند؟ اهمیت اجتماعی، تازگی، تأثیرگذاری، نزدیکی، شهرت، تعارض، استثنا و پیامدهای عمومی، بخشی از عواملی هستند که ارزش خبری یک رویداد را شکل میدهند. اما در ورای همه این عوامل، یک عنصر بنیادین وجود دارد و آن نگاه خبرنگار است.
خبرنگار باید بتواند میان «رخداد» و «اهمیت رخداد» تمایز ایجاد کند.
ممکن است اتفاقی بسیار بزرگ به نظر برسد، اما از منظر منافع عمومی اهمیت چندانی نداشته باشد؛ در مقابل، ممکن است رویدادی کوچک در ظاهر، نشانه یک مسئله بزرگ اجتماعی باشد. خبرنگار حرفهای کسی است که بتواند این لایه پنهان را تشخیص دهد.
خبرنگاری؛ هنر مشاهده
از منظر مطالعات تئاتر، نخستین مهارت بازیگر و کارگردان، مشاهده است. هنرمند باید انسان، رفتار، محیط، مناسبات اجتماعی و جزئیات زندگی را ببیند. خبرنگار نیز به چنین مهارتی نیاز دارد.
اما مشاهده خبرنگار با مشاهده معمولی تفاوت دارد.
مردم ممکن است یک خیابان شلوغ را ببینند؛ خبرنگار باید بپرسد چرا این خیابان شلوغ است.
مردم ممکن است یک تجمع را ببینند؛ خبرنگار باید بداند چه نیازی در پشت این تجمع قرار دارد.
مردم ممکن است یک حادثه را ببینند؛ خبرنگار باید بتواند علت، زمینه و پیامد آن را نیز جستوجو کند.
بنابراین، دیدن برای خبرنگار پایان کار نیست؛ آغاز پرسش است.
از «دیدن» تا «دیدنِ انتقادی»
هر دیدنی الزاماً شناخت ایجاد نمیکند. ممکن است انسان چیزی را ببیند اما معنای آن را درک نکند.
خبرنگاری حرفهای نیازمند «دیدن انتقادی» است؛ یعنی خبرنگار باید بتواند از ظاهر رویداد عبور کند و لایههای پنهان آن را جستوجو کند.
در اینجا پرسشهای خبرنگار اهمیت پیدا میکنند:
چه چیزی دیده میشود؟
چه چیزی دیده نمیشود؟
چه کسی سخن میگوید؟
چه کسی امکان سخن گفتن ندارد؟
چه روایتی برجسته شده است؟
چه روایتی حذف شده است؟
و چه رابطهای میان قدرت، اطلاعات و روایت وجود دارد؟
خبرنگار با طرح این پرسشها از «ثبتکننده رویداد» به تحلیلگر واقعیت اجتماعی تبدیل میشود.
خبرنگاری و بوطیقای روایت
اگر بوطیقا را به معنای دانش و منطق شکلگیری روایت بدانیم، خبرنگاری نیز دارای نوعی بوطیقای خاص خود است.
خبر چگونه آغاز میشود؟
اطلاعات چگونه مرتب میشوند؟
کدام بخش در تیتر قرار میگیرد؟
کدام جمله در لید میآید؟
کدام تصویر انتخاب میشود؟
کدام مصاحبه در مرکز گزارش قرار میگیرد؟
و چگونه روایت به پایان میرسد؟
همه این انتخابها بر ادراک مخاطب تأثیر میگذارند.
از این منظر، میتوان از مفهوم «بوطیقای خبرنگاری» سخن گفت؛ یعنی مجموعه اصول و سازوکارهایی که به خبرنگار کمک میکند واقعیت را به شکلی دقیق، روشن، منسجم و مسئولانه روایت کند.
اما تفاوت مهمی میان روایت هنری و روایت خبری وجود دارد. در روایت هنری، تخیل و بازآفرینی میتواند بخشی از فرایند آفرینش باشد؛ اما در خبرنگاری، واقعیت و صحت اطلاعات باید مرزهای روایت را تعیین کنند.
قاب سینما و قاب رسانه
در سینما، دوربین بخشی از جهان را درون قاب قرار میدهد و بخشی دیگر را بیرون قاب باقی میگذارد. این انتخاب، معنا تولید میکند.
خبرنگاری نیز با نوعی «قاببندی واقعیت» مواجه است.
انتخاب عکس، ویدئو، تیتر، نقلقول، زاویه گزارش و حتی ترتیب ارائه اطلاعات، قاب رسانهای یک رویداد را میسازد.
به همین دلیل، خبرنگار باید از قدرت قاب آگاه باشد.
یک تصویر میتواند همدلی ایجاد کند؛ تصویر دیگری میتواند خشم ایجاد کند. یک تیتر میتواند مخاطب را به خواندن متن دعوت کند؛ تیتر دیگر ممکن است پیش از خواندن متن، قضاوت او را شکل دهد.
از این رو، سواد بصری برای خبرنگار معاصر یک ضرورت است.
خبرنگاری که با دوربین تلفن همراه کار میکند، عملاً بخشی از وظایف تصویربردار، عکاس و تدوینگر را نیز بر عهده گرفته است.
خبرنگار؛ کارگردان واقعیت نیست
با وجود شباهت میان خبرنگاری و سینما، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: خبرنگار نباید واقعیت را مطابق میل خود «کارگردانی» کند.
او میتواند واقعیت را قاببندی کند، اما نباید آن را جعل کند.
میتواند روایت را سازمان دهد، اما نباید حقیقت را دستکاری کند.
میتواند تیتر جذاب انتخاب کند، اما نباید جذابیت را بر صحت مقدم بداند.
از منظر من، خبرنگاری در نقطهای میان هنر روایت و مسئولیت حقیقت قرار گرفته است.
از هنر، قدرت مشاهده، روایت، تصویر، انتخاب و جذابیت را میآموزد؛
و از دانش و اخلاق حرفهای، دقت، سند، راستیآزمایی و مسئولیت اجتماعی را.
به همین دلیل، خبرنگار خوب باید هم چشم هنرمند داشته باشد و هم ذهن پژوهشگر؛ هم توان روایت داشته باشد و هم توان پرسشگری.
سخن پایانی
خبرنگاری را نباید فقط شغلی برای نوشتن خبر دانست. خبرنگاری نوعی مواجهه مسئولانه با واقعیت است.
خبرنگار در برابر سه چیز مسئول است:
در برابر حقیقت، در برابر مخاطب و در برابر جامعه.
اگر حقیقت را نادیده بگیرد، اعتماد مخاطب را از دست میدهد.
اگر مخاطب را نادیده بگیرد، رسانه به مونولوگ تبدیل میشود.
و اگر مسئولیت اجتماعی را فراموش کند، خبر میتواند به ابزاری برای تحریف واقعیت تبدیل شود.
از نظر من، خبرنگاری حرفهای است که در آن دیدن به پرسش، پرسش به شناخت، شناخت به روایت و روایت به آگاهی اجتماعی تبدیل میشود.
خبرنگار واقعی کسی نیست که فقط زودتر خبر را منتشر کند؛ بلکه کسی است که دقیقتر ببیند، عمیقتر بپرسد، منصفانهتر تحلیل کند و مسئولانهتر روایت کند.
شاید بتوان جوهره حرفه خبرنگاری را در چهار واژه خلاصه کرد:
دیدن؛ پرسیدن؛ اندیشیدن؛ بازگو کردن.
و اگر بخواهیم این چهار مرحله را در یک جمله جمع کنیم:
««برای آنکه ببینیم، باید بیندیشیم؛ برای آنکه بیندیشیم، باید بپرسیم؛ و برای آنکه بازگو کنیم، باید حقیقت را جستوجو کنیم.»»
انتهای یادداشت/













دیدگاهتان را بنویسید